نمیدونم این حس با چه کلمه ای توصیف میشه عادت-دلبستگی-دوست داشتن-دیوونگی-همه ی اینا توی یه کلمه جا میگیره و اون اسمش عشقه کلمه ای که یه دریاست یه دریا از زیاد بودن دوست داشتن زیاد دلبستگی زیاد بالاتر از عشق چیزی هست اره حس من نسبت به تو حتی از یه عشق بالاتره حسی که هیچ کلمه ای توصیفش نمیکنه من اسمشو میزارم بالاتر از عشق همونطوری که دریا ها از رود تشکیل میشن منم از تو و یاد تو جون میگیرم همونطوری که دریاها بدون رود هیچن منم بدون تو از هیچ پایین ترم بازم حسی که نمیشه با کلمه توصیف کرد من اسمشو میزارم پایین تر از هیچ این همه حرفو واسه این زدم که بگم با تو بالاتر از عشق و بدون تو پایین تر از هیچم با تو سفید تر از سفید و بدون تو مشکی تر از مشکی ام.
بیشتر از یه عشق عاشقتم عشقم
قبل از اون یه دیوونه بودم دنیا واسم سیاه و تاریک بود به فقط زندگی میکردم و هیچی برام مهم نبود ولی بعد از اینکه دیدمش عشق و محبت سراسر وجودمو فرا گرفت دیگه تنهایی معنی نمیداد و بی معنا ترین کلمه بود دنیا سفید شده بود و پر از گلهای رنگی اما یه روز باز دیدمش مثل همیشه خوشگل و خوش تیپ اما دست توی دست یکی دیگه پا به پای یک دیگه قدم میزد میخندید تو بغل یکی دیگه دیدمش یکی جز من گفتم بزار خوشحال باشه دنیا از قبل برام تیره تر شد دیگه زندگی کردن بی معنا شد تنهایی رو بیشتر از همیشه فهمیدم از هر چیزی واسه فراموش کردنش استفاده کردم مواد_خودکشی اما فایده نداشت جز یکی یه مهربون یه عاشق یکی مثه خودم یه اغوش یه معنا یه عشق یه امید یه زندگی جدید یکی که نگرانم بود به فکرم بود و حالا بهم معنی زندگی رو یاد داده تازه میفهمم زندگی چیه زندگی یه عشق که با من و تو معنا میگیره فقط من و تو
من + تو = عشق
یه رفیق مهربون تو تنهایی و غم تو غصه تو ناراحتی دستامو گرفت و امیدوارم کرد یه مهربون یه شکست خورده یه عاشق یکی مثل خودم یکی که به دستام گرمی داد یه حس یه احساس و یه عشق یه لیلی و یه مجنون یه شیرین و یه فرهاد و بازم عاشقانه من و تو تنهایم نذار تنهاترینم خاموشم نکن تا توی تاریکی چشمانت گم شوم تا درون تو باشمو باشم تا بودنو حس کنم
ای کسی که تنهایی رو به من ترجیح دادی ای کسی که بدون من راحت تر از همیشه ای من تنها شدم خیلی میفهمی یعنی میبینی من چی میکشم باهام بیا تو منو نابود کردی حالا برو و پشتتو نگاه نکن نه برنگرد برنگرد برو به راهت ادامه بده ببین به کجا میرسی بهم خیره نشو از نگاهات میترسم اخه نابودم میکنه نگاهات بدجور منو میشکونه میدونی چی کشیدم بدون تو باهام بیا تنهایی خیلی سخته تجربه کردی وقتی بهت گوش میکردم تو به چی فکر میکردی میدونی چه قدر سخته عزیزترینتو از دست بدی یعنی تو یعنی تو ای کسی که منو نابود کردی به راهت ادامه بده
تمومش کردی این رابطه رو منو خاطراتو همه رو تموم کردی اون رویا ها اون حرفای عاشقانه چراشو نمیدونم اخه کسی که لایق عشق باشه کم پیدا میشه یکیشم خودتی تویی که نفهمیدی معنی عشق چیه و منو بازیچه ی خودت کردی اما نه دیگه من بایچه ی بازی های مسخره ات نمیشم من به هیشکی اعتماد نمیکنم حتی تو حتی عشق هارو بائر نمیکنم اخر هر عشق پاکی جداییه اخرش تموم کردنه یا یه عشق یه طرفه است یا اگه شیرین و فرهادم باشی بازم بهم نمیرسید عشق همین اگر استثنایی پیداشه وگرنه قانون عشق جداییه پس لعنت به اینجور عشق ها و قانون های مسخره و غیر قابل قبولش
بذار بگم کی بودی یادته من دستتو گرفتمو مثل یه دوست کنارت بودم تو شکست عشقی خورده بودی قلبمو اتیش زدی و بعد رفتی بی معرفت من که باهات بودم من که هر کاری کردم من که به همه ی حرفا و دردات گوش کردم اخه این دست مزد من بود من بدبخت که غرورمو به خاطرت له کردم همه چیزمو دادم بعد بهم میگی هرزه واقعا بی معرفت و اشغالی من که گفتم با کسی جز تو نبودم و نخواهم بود اخه چرا نامرد اشغال تو یه پستی یه دیوونه روانی که لیاقتش همون ادمایی که واسش تره هم خورد نمیکنن و اون سنگشونو اینجوری به سینه میزنه برو برو با همون بی لیاقتا حداقل یه کم شبیه خودتن برو با ادمایی که مثل خودتن واست ارزوی خوشبختی میکنم خدا کنه بلایی که سر من اوردی سر خودت نیاد اخه میدونی ادم از درون از بیرون نابود میشه
یادته گفتی عاشقتم گفتی تا اخرش باهاتم گفتی نمیذارم دستات تنها بشن گفتی اگه سردت بود بپر بقلم الان میگی عاشقم نیستی میگی تموم کنیم الان دستامو تنها کردی الان سردمه اما اغوشت کجا رفت ... تو دیگه نیستی تو رفتی الا با کی میری به کی این حرفارو میزنی ها؟ قسم خوردی بهم خیانت نکنی حالا یعنی پای قولت هستی اما من که دیگه نیستم تو از همیشه ازاد تری برو برو مثل کبوتر های ازاد پرواز کن عشق من منم تنها بالاخره یه بلایی سرم میاد بدون تو این کلمه برام وحشتناک ترین کلمه بود حالا به سرم اومد اره از چیزی که میترسیدم این کلمه بود بدون تو بودن برام بد ترین فاجعه زندگی بود اما حالا نه تو هستی نه اغوشت نه دستات نه چرا چرا چرا اون حرفایی که زدی تنمو به لرزه در اورد نابودم کردی نابود شدم به دسته تو
تو منو به اوج رسوندی گفتی تا همیشه باهات میمونم گفتی عاشقتم و نمیذارم به کسی و چیزی نیاز پیدا کنی گرم شدم گفتم روز تنهاییم تموم شد حالا یکی رو دارم که دوسم داره باهامه و باهام میمونه من دیگه تنها نیستم تو باهامی اما وقتی گفتی عاشقم نبودی و برات بازیچه بودم اون حس گرمی به پایان رسید اشکم سرازیر شد و از خودمو تو متنفر شدم از همه بدم اومد چه قدر عاشقت بودم تو منو دیوونه ی خودت کردی و بعدش ولیم کردی اونم با بی رحمی تمام عاق بودن لیاقت میخواد که تو نداشتی منو به اوج رسوندی و از همون جا پرتاپ کردی پایین لعنت به تو و عشق دروغ تو